آیا بانکهای آمریکایی وانمود می کنند که مشکل نقدینگی دارند؟ پاسخ بله همینطور است!
خوب یک اقتصاد دان متخصص در زمینه نقدینگی بنام دیوید لوین از دانشگاه واشنگتن به نکته جالبی اشاره می کنه که تمام این ماجرا یک فریب میتونه باشه. در ادامه اضافه میکنه که من شک دارم که موسسات مالی بزرگ بدلایل استراتژیک از وام دادن بیشتر خودداری می کنند و فکر میکنم اونها منتظرند که پولی رو که قراره دولت به عنوان کمک به اونها بده رو گر
فته و برنامه های بعدیشون رو به اجرا بگذارند.
خوب یک اقتصاد دان متخصص در زمینه نقدینگی بنام دیوید لوین از دانشگاه واشنگتن به نکته جالبی اشاره می کنه که تمام این ماجرا یک فریب میتونه باشه. در ادامه اضافه میکنه که من شک دارم که موسسات مالی بزرگ بدلایل استراتژیک از وام دادن بیشتر خودداری می کنند و فکر میکنم اونها منتظرند که پولی رو که قراره دولت به عنوان کمک به اونها بده رو گر
فته و برنامه های بعدیشون رو به اجرا بگذارند.من از علم اقتصاد خیلی سر در نمی آورم ولی این آمار برام بسیار جالبه. این اعداد و ارقام به من میگه موسسات مالی بزرگ وال استریت خودشون رو به یک مریضی مهلک زدند درست مثل یک بچه ای که می خواد از زیر مدرسه رفتن در بره! که پول کلانی رو از کیسه مالیات دهنده های آمریکایی و سرمایه گذاران خارجی وال استریت بکشن بیرون اونهم خارج از ظوابط حاکم بر بازار آزاد. در ضمن یک سر این قضیه هم سر کیسه کردن چین بعنوان بزرگترین طلبکار آمریکا بود که چینی ها نشون دادن باهوشتر از این حرفها هستند. خیلی محترمانه اومدند توی تلوزیون گفتند خیلی ببخشید رو کمک ما نمی تونین حساب کنین چون ما خودمون چاله چوله به اندازه کافی داریم. بنظرم دارن آب رو گل آلود میکنن که کسی متوجه قضیه نشه میگین چه طوری؟ آمار میگه ظرف چهار روز اخیر رقم 125 بیلیون دلاری رو عمدا از چرخه مالی اقتصاد کشیدن بیرون اونهم در شرایطی که تزریق پول علاج درد هستش که تعمدا اینکار باعث قفل شدن وامهای کوتاه مدت میشه تا پاک سر و صدای همه رو در بیاره و فشار سیاسی رو رو کنگره بیشتر کنه.
حالا لابد میپرسید این کلک رو از کجا یاد گرفتن؟ بله انگلیسیها! چه طوری؟ آلان میگم. سرمایه دارهای انگلیسی اینکارو 15سال پیش با دولتشون کردند یعنی یه جورایی از سال 1990 به بعد و داستان از این قرار بود که سهامداران(بخوانید سرمایه داران) از دولت تقاضا کردند(باز بخوانید لابی گری سیاسی کاری و از این حرفا) فعالیت موسسات خصوصی بیمه بیکاری رو متوقف کنند ، با این منطق که بخشی از اجتماع که به تز ریسک کردن معتقد نیست از امتیازات این حوزه بهره برداری می کنند. خوب دولت هم موافقت کرد و اونها هم قول دادند که دولت در تقسیم این مبلغ کلان که قراره از تغییر مجراهای سرمایه گذاری بدست سهامداران عمده برسه شریک بشه. خوب طبیعتا تعطیلی موسسات باعث شد سرمایه ها بجای پس اندازهای بلند مدت چیزی که دولت روش 50 درصد در آمد مالیاتی داشت!به سمت ملک هجوم بیاره. حالا تو این دوره (1990 رو میگم) جو روانی درست شد که ملت فکر می کردند اگه امروز یه آلونک نخرن دیگه صاحب خانه نخواهند شد در ضمن در این دوره بهره وامهای بانکی هم در حد ناچیز بود. بانکها هم شروع کردند به وام دادن به خلق الله و همین اشتباه ( من میگم سناریوی تعمدی) رو مرتکب شدند. یعنی وام بیش از میزان سپرده اعتباری مشتری به این تصور که قیمت ملک مرتب بالا میره و بهره حسابهای پس انداز بقیه مشتریان بانک رو از محل واگذاری وام وبازگشت سرمایه بعلاوه بهره تامین میکنند و بالطبع ریسکی در بین نیست. حالا اگر مشتریان بانک بخواهند پولهایشان را از حساب بانک خارج کنند بانکی که هر چی پول داشته وام داده راهی بجز استقراض از بانک مرکزی یا بانکها دیگرنداره. حالا بانکها برای فرار از ورشکستگی راهی بجز تحمیل بدهی خارجی بیشتر به مالیات دهنده های بیچاره ندارند! لازمه اشاره کنم اسقراض از بانک مرکزی برای یک دولت یعنی کاهش ارزش پول ملی و بالطبع ملت باید دوباره حمالی کنند تا بتوانند بدهی رو که دولتشون بالا آورده رو جبران کنند که توضیح این مطلب از حوصله کلام خارج است.
۱ نظر:
عالی بود .. چیزی که منم بهش مشکوک بودم اما فقط از روی غریضه !!! به کارت ادامه بده .. چه اهمیت که اصلا کسی اینجا رو بخونه یا نه .. تو وظیفتو انجام بده .. بازم سر می زنم
ارسال یک نظر