دمکراسی و امر به معروف بزبان کلانتری

داشتم با آلبرت تو قسمت نظرات پست یکی قبل از این گپ میزدم! حالا خود بخوان حدیث مجمل را که برادر من، مگه جا قحطه اونجا که انرژی مصرف میکنین تازه با این سرور قربونش برم بالاترین که شنیدم تو همون جایی مستقره که می خوان اون آزمایش خفن اتمی رو بکنن و ظاهرا تشعشعات اون روی سرور...بگذریم.

خلاصه که رسیدیم به اینجا که آلبرت میگه :


"خیلی عالیه

بالاترین اگه بتونه کسانی مثه شما رو به تولید محتوا به زبان فارسی تشویق کنه (وبلاگ نویسی)، بزرگترین خدمت رو داره انجام میده

:)

البته ارزش کار شما سوای این حرفاست »)"


من جواب دادم:

"د نشدا! پیشنهاد رانت و فلان و از این بساطها! بزار خودمون خودمونو بکشیم بالا! آگه نشد بالاترین هم نمی تونه کاری کنه.آقا من معتقدم خوشمزه ترین و مقویترین غذای دنیا رو تو دهن یه بچه بزور بچپونی تا آخر عمرش از اون غذا متنفر میشه! قضیه کودک درون و از این حرفاست. لج میکنه دیگه آقا.قبول داری؟"


آلبرت گفت:


"رانت؟!
کدوم رانت برادر؟ :)"


متاسفانه انرژیم تموم شد نتونستم بهش جواب بدم، گفتم واسه این گپ و جواب نیمه تمام یه پست بزنم :

جوابی که می خواستم بدم:


ببین آلبرت جان منظورم اینه که آرزویی که تو داری "تشویق بالاترین" همون رانت میشه بزبان کلانتری، جوکشو رو امیدوارم همه خواننده ها بدونن ، نه؟ مایه اون یه گوگله! نه؟! لینکشو میزارم ها! و زور چپون کردن مطلب هر چند خوب هم میشه همون امر به معروف خودمون به کلانتری دوباره! پس آرزوی آلبرت که هر چند من بخاطرش ازش ممنونم بزبان کلانتری میشه: رانت امر به معروف در بالاترین!


راستی می دونین دمکراسی به اولین جایی که زور میاره کجاست؟

جواب: به همون جایی که اولین بار مفهوم دموکراسی رو فهمیدین!


ارادتمند آقازاده!


پی نوشت:

کلانتری: همون جایی که بابای آدمو در میارن بعد تو دادگاه معلوم میشه بی گناه بودی. میگی نه؟ اینو ببین

هیچ نظری موجود نیست: