الگوهای آداب معاشرت در بسیاری فرهنگها با یکدیگر پیوند دارند. مجموعهای از قراردادها و هنجارهای گفتاری و رفتاری به فرد امکان میدهند تا خود را در موقعیتهای مختلف اجتماعی، به نحو پذیرفته شدهای، معرفیکرده یا با دیگری ارتباط برقرار کند. "تعارف" اما از جمله مقولههایی است که در بسیاری فرهنگ های ارتباطی و اجتماعی وجود ندارد ولی ایرانیان رعایت آن را یک فضیلت به شمار میآورند.

مخلص، چاکر، ارادتمند، ناقابل، به روی چشم، با اجازه و از این قبیل، نمونههایی بسیار رایج از تعارفهای کلامی هستند که ایرانیان در مناسبات روزانه خود، بجا و بیجا، به یکدیگرمیگویند. راننده تاکسی هنگام حساب کردن پول کرایه میگوید: قابلی ندارد. صاحبخانه میز مفصلی برای شام چیده و به میهمان اعلام می کند نان و پنیر مختصری میل کند. برای کاری سرپایی کسی را به زور دعوت به منزل میکنیم و هنگامی که آمد و نشست، گله می کنیم که وقت ما را گرفت. قربان صدقه برخی میرویم که شاید با آنها خصومتی هم داریم. چرا؟
آیا تعارف نکردن، نشانه بی ادبی و بی اعتنایی است؟ رعایت آداب است؟ ارزشی با خود ایجاد میکند؟ از ترسی درونی یا نوعی بی اعتمادی به دیگران ناشی می شود؟ آیا وقتی گفتار و رفتار ما آمیخته به تعارف است، میتوانیم با قطعیت بگوییم منظور واقعی خود یا دیگران را می فهمیم؟ هر کدام از ما چقدر با تعارف، دچار سوءتفاهم شدهایم یا سوءتفاهم ایجاد کردهایم؟
تعارف واژهای عربی است و در فرهنگ معین، پیشکش، خوشامدگویی و اظهار آشنایی معنا شده است. به نقل از دهخدا در لغتنامه، شناختن یکدیگر، معنای قدیمی تعارف است و دیگر بکار نمیرود. چنین کلمهای در زبان انگلیسی، آلمانی یا فرانسه وجود ندارد و شاید بتوان گفت نزدیکترین معادل آن، پیشنهاد باشد. تلقی ایرانیان از تعارف در روابط اجتماعی یا فردی، ادای احترام یا ستایش از یک ارزش است. مثلا سخاوتمند بودن، یک فضیلت اخلاقی است و ریشه بسیاری تعارفها مانند فدای سرتان، پیشکش یا قابل ندارد، احتمالا از همینجاست.
مثلا ویلیام بیمن، انسان شناس آمریکایی، در کتاب "زبان، منزلت اجتماعی و قدرت در ایران"، به درهم تنیدگی زبان و تعامل اجتماعی می پردازد. بیمن میگوید که نوعی تقابل بیرون و درون بر اندیشه و رفتار ایرانیان حاکم است و حفظ ظاهر، یکی از بنیانی ترین رفتارهای ایرانیان است.
به عقیده
دکتر کاظم زاده پروهشگر مسائل فرهنگی و جامعهشناختی یکی از مهمترین رلهایی که تعارف در فرهنگ ما بازی میکند، ایجاد نوعی صلح و آرامش میان افراد است. شما اگر از بالا به جامعهی ایران نگاه کنید، احساس می شود که ظاهرا میان تمام افراد این جامعه صلح و مهربانی وجود دارد. تعارف یکجور پنهانکردن خشم درون است و یکجور احتراز کردن از ورود به کشمکش با دیگران در منظر عمومی. از این زاویه من فکر میکنم بخشی از آن خیلی خاص جامعهی ماست. در یک جامعهی مدرن که اساس را بر این میگذارد که فرد خودش روابطش را شکل بدهد، اهمیت اول با ارتباط گیری است. سعی میکنند به شما از همان بچگی آموزش بدهند که افکار و احساستان را با دیگران درمیان بگذارید و از این طریق مسئولیت تنظیم روابط تان را با دنیای اطرافتان بر عهده خودتان میگذارند. در جامعهی سنتی، این گروه است که روابط را بر اساس نقش افراد تنظیم میکند. یکی زن است، یکی شوهر است، یکی فرزند است. گروه برای هر یک از این نقش ها، خصوصیاتی قائل است. از این زاویه میشود گفت که باید قاعدتا با روند مدرنیته، با رشد فردیت، فرهنگ تعارف در جامعه ایران، به مرور کمرنگ تر شود. البته نباید فراموش کرد که در جامعه ایران، تعارف کردن یکی از سرسخت ترین خصوصیات فرهنگی است.
بسیاری معتقدند بخش بزرگی از روحیات تعارفآمیز ایرانی، ناشی از فرهنگ مذهبی تقیه است. آدم فکری در سر دارد و بیان نمی کند، چون به صلاح اش نیست، یا برعکس به صلاح اش است که با افراد یا پدیده هایی موافقت کند...
به مطلبی در اینجا برخوردم که خوندنش خالی از لطف نیست گو اینکه بگمان دکتر کاظم زاده عزیز تعارف در جوامع غربی کمتر مشهوده چیزی که شخصا تجربه کردم ولی بهر حال رگه هایی وجود داره که میشه به تفسیری اونو به تعارف خودمون تعبیر کرد "Sticky Relationship " بهر حال راه حلها اگر چه کمی جسورانه و خارج از عرف فرهنگی جامعه ایرانی امروز است ولی بهر حال شرایطی که ممکنه با اون روبرو بشیم.
به مهمانی من خوش آمدی حالا پول میز رو بدهقبل از اینکه هر دعوتی را به مهمانی بپذیری دوباره فکر کن. این درسی هست که تونیا باومن 39 ساله بعد از تجربه شرم آوری در رستوران گرانقیمت سوشی بعد از شرکت در مهمانی با عده ای از دوستان جدیدش گرفته است.
روانشناس ما می گوید بر سر پرداخت میز کسی که شما را دعوت به غذا یا نوشیدنی کرده کشمکش راه نیاندازید. "باومن" یک سفارش جمع و جور و نه چندان پر هزینه داد، برنج،
سوپ میسو و چای. بقیه هم جوری سفارش دادند که انگار پول و هزینه میز چیز چندان مهمی نیست. اون طوریکه باومن تعریف میکنه هنگام پرداخت صورتحساب دختری که مهمانی به افتخار سالروز تولدش برگزار شده خنده ای کرد و شروع به سخنرانی شیوایی کرد در خصوص تشکر از میهمانان محترم بخاطر حضورشان که چقدر شب بیادماندنی را برای او رقم زده اند همچنین نوشیدنی خود را به افتخار حضار محترم سر کشید ، نشست و منتظر ماند که چطور به اتفاق تصمیم بگیریم سهم هر کس از صورتحساب چقدر می شود.
صورتحساب میزبان جشن تولد بعلاوه هفت مهمان جمعا سه هزارو چهارصدو پنجاه دلار، جرینگ نقد! یکی پیشنهاد کرد نفری 500 دلار بدیم بعلاوه انعام. باومن میگه داشت گریه ام در میومد، آخه یک کارمند ساده شهرداری اوکلند کالیفرنیا مگه چقدر حقوق می گیرم؟ قلبم تالاپ تالاپ میزد. شرمنده و خجل همچنین عصبانی بخاطر شرایطی که توش گیرافتاده بودم، تازه کسی بمن نگفته بود که من باید تازه یه جورایی پول غذایی که بقیه خوردند رو باید بدم. وقتی که صورتحساب دور میز دست بدست میشد باومن نگران و پریشان پنجاه دلار ناقابل رو کنار بشقابش گذاشت و از دوستانش به بهانه رفتن به دستشویی عذرخواهی کرد و فلنگ و بست و از رستوران خارج شد.
میزبان ایمیلی با لحنی تند برایش فرستاد و می خواست بدونه چرا باومن از زیر بارپرداخت چهاصدوپنجاه دلار باقیمانده دونگی که توافق شده بود شانه خالی کرده و باعث اوقات تلخی و بهم خوردن عیش شب تولد او شده است. میزبان در ادامه میگه که با اون چهارصده پنجاه دلار که اون مجبورشده باهاش جور نپرداختن باومن رو بکشه قرار بوده بره به یک پاتوق و پول رو اونجا خرج کنه و بمناسبت شب تولدش به خوش یه حالی بده مثلا که حالا باومن برنامه اون رو بکلی بهم زده.حالا میزبان طلبکارش شده و ازش می خواد که پول رو بپردازه حالا اگر هم حالا نداره بهر حال هر وقت داشت بپردازه و لحن نوشتنش هم جوریه که انگار نمی خواد از خیر پول بگذره. باومن هرگز چنین درخواستی رو قبول نمیکنه و این رابطه دوست یا آشنایی قطع میشه.
دکتر لیندا دوری روانشناس اهل اورلاندو میگه داستان باومن یک اتفاق نادر نیست و فشاری که مردم برای فرار از حس شرمساری در چنین موقعیتی باید بخرج بدهند را وحشتناک توصیف می کند و در ادامه اشاره به ماجراهایی می کند که مردم برای والدین خود بمناسبت های گوناگون میهمانی سالگرد برگزار می کنند و مجبورند با گران هزینه های گزافی را که پرداخته اند بدوش بکشند.
غافلگیرت کردم! حالا باید دستتو بکنی تو جیب مبارکتراشل میس 31 ساله اهل لوس آنجلس هنوز سرشو تکون میده بابت موقیتی که توش غافلگیر شده، مهمانی که پارسال بخاطر جشن تولد دوستش به رستوران برد اند باتر دعوت شده بود. اون تعریف میکنه که... مهمانی ساعت 8:30 شب شروع شد همه جمع شده بودیم، صاحب رستوران ازمون پرسید که واسه شام جوجه میل دارید یا گوشت؟ بعلاوه انواع و اقسام نوشیدنی هم که موجود بود. راشل و دوست پسرش از اینکه در همچین مهمانی تو این ساعت که معمولا برای صرف اون دیره با شام پذیرایی میشه تعجب میکنند و واسه اینکه نمی خواستند با تماشای بقیه بهنگام صرف غذا رفتارشون غیر متعارف بنظر بیاد، تصمیم می گیرند که اونها هم سفارش غذا بدهند. چند روز بعد راشل ایمیلی رو از میزبان دریافت میکنه که مضمون آن درخواست ارسال چکی بمبلغ صد و بیست دلار به آدرس میزبان بابت هزینه میهمانی آن شب است. راشل میگه جواب ایمیل رو ندادم اما وقتی دومین نامه مشابه رو دریافت کردم جوری وانمود کردم که باورم نمیشه جدی میگه. فکر کنم لازم نیست زیادی درگیر جزییات بشیم که بهر حال میهمان به درخواست میزبان اومده و نباید دست تو جیبش کنه بهر حال این دوستان قدیم هم سعی کردن هر جا که احتمال حظور میزبان میره اونورا آفتابی نشن.
دکتر الین ساوژ متخصص مدیریت روابط اجتماعی فارغ التحصیل برکلی اشاره میکنه که موقعیتهای اینچنین باعث میشه که حس کینم شخصیتمان خرد شده و حیثیتمون لگد مال شده و چنین غافلگیری ناراحت کننده ای ممکنه ما را از محور اجتماعی مان دور کند. ما توقع داریم دوستانمان همان کاری را انجام بدهند که ما در موقعیت مشابه در حق آنها می کنیم و وقتی که خلاف آن اتفاق می افتد واقعا دلگیر میشویم.
غخرب: غذای خودت را بیارملیندا ویلیامز 48 ساله صاحب یک آژانس تبلیغاتی و روابط عمومی در چستر ایالت پنسیلوانیا تعریف میکنه که وقتی یک تکه کاغذ کوچکی که شما اسمشو بزارین دعوت نامه بعد از این که به خانه جدیدشون نقل مکان کردند بدستش رسید هیجان زده اش کرد، چون همسایه اونها رو به یک به اصطلاح مهمانی خانوادگی بهمراه تفریحاتی مثل شنا در استخر خانه شان و پختن غذا و صرف آن باتفاق همدیگر و از این قبیل کرده بود و چیزی که از اون دعوتنامه بخاطر میاره این بود که استخر و دستمال کاغذی از ما و بقیه با شما. ملیندا و همسرش یک یخچال سفری پر از گوشت مخصوص کبابی بهمراه کلیه مخلفات لازم مقداری که بتونه همه افراد حاضر در مهمانی را سیر کند با خودشون به خانه همسایه می برند. وقتی به خانه همسایه می رسند خانم ویلیامز ردیفی از یخچالهای سفری رو مشاهده میکنه که کنار استخر چیده شده اند، خلاصه که خانم و شوهرشون به این گمان که همه چیزهایی رو که با خودشون آوردند با هم تقسیم می کنند در یکی از یخچالها رو باز کرده و مشغول نوشیدن نوشابه ای میشوند که ناگهان صاحب یخچال (یکی دیگر از همسایه ها) صداش در میاد و اعتراض می کنه که نوشابه ای که نوش جان کردند متعلق به اونها بوده و اینجا خانم ویلیامز از تعجب خشکش میزنه. خلاصه که اونها دو ساعتی صبر می کنند و کسی دست بکار پختن غذا دیگری نمیشه و خانم ویلیامز چون بچه دو ساله اش گرسنه بوده غذا هایی رو که با خودشون آورده بودن رو همون جا رها کرده و به خانه بر میگردند.
چطور مهمانی بگیریم و کسی رو ناراحت نکنیمدکتردوری جهت اجتناب از تعارفات بی مورد و مسایلی از این دست که می تونه باعث اختلافات عمیق و غیر قابل بازگشتی در روابط فامیلی و دوستی ها بشود و پیشنهاد می کنه که با هم در ابتدای هر چیزی صریح و رو راست باشیم. اینطوری مردم غافلگیر یا دلزده، عصبانی و دلشکسته نمی شوند و روابط پایدار باقی می مانند.
با میزبانت حرف بزن تا روشنت کنه:دکتر دوری توصیه میکنه اگه پولش براتون مهمه قبل از اینکه دعوت ترتیب دهنده مهمانی رو قبول کنید میتونید مثلا اینطوری بپرسید که چه میزبان سخاوتمندی! که اینهمه مهمون رو به رستوران دعوت کرده ، متقابلا میتونین متوجه بشید که قراره مهمون جیبتون باشد یا مهمون میزبان.
رک باشید: بازم به توصیه دکتر دوری در مهمونی های فامیلی یا دوستی که خوب میشناسیدش دو پهلو صحبت نکنید کافیه بپرسید هزینه ها رو خودتون متقبل می شوید یا مایلید ما هم در اون شریک باشیم؟ این طوری تو ذوق طرفتون هم نمی خوره.
روراست باشید: اگر صورتحسابی که انتظارش رو نداشتین روبروتون گذاشتن وشما هیچ تعهدی ندارید که بپردازید سفارش دکتر دوری برای اونهایی که می خوان زیر بار همچین چیزی نروند اینه که بگید وقتیکه من دعوت به مهمانی شدم تصورم این بود که کسی که مرا دعوت کرده عهده دار هزینه های آنهم خواهد بود و بدلیل این که قبلا راجع به این موضوع به اطلاعی از قبل داده نشده بود من هیچ سهم یا حتی بخشی از اون رو قبول نمی کنم.